امروز ، خون در رگهای شهر جاری بود .
زهرا بختیاری مدیرکل روابط عمومی “هما” وَ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَامروز ، آسمان شهرمان از اشک و عشق سنگین بود . امروز ، زمین لرزید زیر پای مردان و زنانی که با دستان خالی ، اما با قلبی پر از ایمان ، تابوتهای شهدا با […]
زهرا بختیاری
مدیرکل روابط عمومی “هما”
وَ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَامروز ، آسمان شهرمان از اشک و عشق سنگین بود .
امروز ، زمین لرزید زیر پای مردان و زنانی که با دستان خالی ، اما با قلبی پر از ایمان ، تابوتهای شهدا با رنگ پرچم جمهوری اسلامی ایران را بر دوش گرفتند . امروز ، تاریخ یک بار دیگر شاهد صحنهای بود که فقط در سرزمین ما ، در این خاک پربرکت و خونآلود اتفاق میافتد : مردمی که نه با سلاح ، که با عشق میجنگند، نه با نفرت ، که با اشکهای گرمشان دشمن را خجالت زده میکنند .از همان کودکی که هنوز قدش به تابوت نمیرسید ، اما فریادش آسمان را میشکافت : شهید میدهیم ، خاک نمیدهیم ! تا پیرمردی که با قامتی خمیده ، اما روحی استوار ، زیر لب زمزمه میکرد : ما هنوز زندهایم ، آقا ! نگران نباش… امروز ، همه فهمیدند که ملت ایران ، یک تنه یک امپراتوری است . دیدید آن دختر جوان را ؟ همان که شاید دیروز در خیابان ، سبکپوش بود و امروز با چشمانی سرخ از گریه ، پرچم ایران را مثل جانش میفشرد؟ دیدید آن مرد میانسال را که همیشه انتقاد میکرد ، اما امروز اشکهایش برای شهید هستهای ما ، سیلوار جاری بود؟ این است معجزهٔ شهادت : وقتی شهید میآید ، همه خطها محو میشود ، همه اختلافها رنگ میبازد ، و تنها یک چیز میماند : عشق به این خاک و وفا به آرمانهای شهیدان . و فرماندهها… ای فرماندههای غرق در غرور و اشک ! شما که دیروز سختترین تصمیمها را میگرفتید ، امروز مثل کودکان ، بیتابانه پشت تابوت دویدید . میدانید چرا ؟ چون شما هم عاشقید ، عاشق این مردمی که برای دفاع ازشان ، جان میدهید . شما هم مثل ما میدانید که شهید ، فقط یک سرباز نیست ، یک پدر است ، یک مادر است ، یک معلم است ، یک دانشمند است و امروز ، همهٔ آنها در خیابانهای شهرمان قدم زدند .و آن فریادها … آن فریادهایی که از اعماق تاریخ میآمد : آقا جان ! رهبر عزیزم ! نکنه غصه بخوری که یارانت رفتهاند؟ ما همه سربازت هستیم ! این صدا ، صدای یک ملت است ، ملتی که حتی اگر هزار بار بمباران شوند ، باز هم در تشییع شهدایشان ، رقصان و سربلند حاضر میشوند . این صدا ، پاسخ به آنهایی است که فکر میکنند با کشتن دانشمندانمان ، ما را تسلیم میکنند . اشتباه میکنند ! هر شهید ما ، هزاران سرباز جدید به میدان میفرستد و امروز ، خیابانهای شهرمان ، میدانِ تربیتِ همین سربازان بود . امروز ، دنیا بار دیگر فهمید که ایران ، فقط یک جغرافیا نیست ، یک روح است . روحی که با شهادت ، بزرگتر میشود ، با اشک ، قویتر میشود ، و با فریاد یا زینب ! ، جهان را به لرزه درمیآورد . امروز ، ما به همه نشان دادیم که شهیدان ما نمردهاند ، آنها در قلبهای ما زندگی میکنند ، در قدمهای ما راه میروند ، و در فریادهای ما ، به دشمن هشدار میدهند . و در پایان ، خطاب به آنهایی که فکر میکنند با ترور و ترس ، ما را از راهمان باز میدارند می گوئیم : شما را به خدا ! این ملت را نمیشناسید . ملتی که در تشییع شهدایش ، همپیمان میشود ، در اشکهایش ، قوی میشود ، و در وفایش به رهبرش ، جهان را متحیر میکند ، هرگز نخواهید توانست این آتش را خاموش کنید . ما شهید میدهیم ، اما ذرهای از عشقمان کم نمیشود . ما شهید میدهیم ، اما هرگز تسلیم نمیشویم . ما شهید میدهیم ، اما پایانِ راه ما ، فقط پیروزی است . وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ
۱۴۰۴/۴/۷
خونِ شهید ، جوهرِ قلم ماست و ما ، وامدارانِ این خونها ، تا آخر ایستاده مینویسیم و میجنگیم .
نظرات و تجربیات شما لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
