40 درصد استفاده از ظرفیت تولید؛
بهرهوری؛ کلید طلایی صنعت
معاون صنایع عمومی وزیر صنعت، معدن و تجارت با اعلام اینکه تنها ۴۰ درصد از ظرفیتهای ایجاد شده در صنایع عمومی کشور مورد بهرهبرداری قرار میگیرد، از معضلات ساختاری در اقتصاد ایران سخن گفت که باعث کاهش بهرهوری و توقف رشد واقعی بخشهای تولیدی شده است. ناترازی انرژی، کمبود سرمایه در گردش و ضعف زنجیره […]
معاون صنایع عمومی وزیر صنعت، معدن و تجارت با اعلام اینکه تنها ۴۰ درصد از ظرفیتهای ایجاد شده در صنایع عمومی کشور مورد بهرهبرداری قرار میگیرد، از معضلات ساختاری در اقتصاد ایران سخن گفت که باعث کاهش بهرهوری و توقف رشد واقعی بخشهای تولیدی شده است. ناترازی انرژی، کمبود سرمایه در گردش و ضعف زنجیره ارزش، موانع اصلی توسعه به شمار میروند که برای رفع آنها نیازمند برنامههای دقیق و هماهنگ با واقعیتهای جغرافیایی و اقتصادی کشور هستیم.
به گزارش اقتصاد ملی ،صنایع عمومی به عنوان بخش بزرگی از ساختار تولیدی کشور، نقش اساسی در توسعه اقتصادی و اشتغال ایفا میکنند. این بخش شامل کارخانهها و واحدهایی است که توان بالقوه تولید بسیاری از کالاها و خدمات را دارند، اما متأسفانه بخشی از این ظرفیتها به دلیل مشکلات ساختاری، اقتصادی و مدیریتی خالی مانده است. بر اساس اعلام معاون صنایع عمومی وزیر صنعت، معدن و تجارت، حدود ۶۰ درصد ظرفیتهای تولید در صنایع عمومی کشور استفاده نشده باقی مانده و تنها ۴۰ درصد آن به بهرهبرداری میرسد. این آمار هشداردهنده نشاندهنده چالشهای جدی در زمینه بهرهوری در بخش تولید است.
بهرهوری؛ سرمایه نادیده گرفته شده ایران
ابراهیم شیخ، معاون صنایع عمومی وزیر صمت، با اشاره به سابقه تاریخی و فرهنگی ایرانیان در بهرهوری، یادآور شد: «ملت ایران از قدیم بهرهورترین ملت جهان بوده است.» او نمونههایی از این بهرهوری را در سیستم قناتها، بادگیرهای یزد و کشاورزی دیم ایران ذکر کرد که با استفاده از دانش بومی و شرایط اقلیمی، آب و منابع محدود را به بهترین شکل ممکن مدیریت میکردند.اما متأسفانه این روند بهرهوری در دهههای اخیر به ویژه پس از کشف نفت دچار تغییر شده است. شیخ به نظریه اقتصادی «نفرین منابع» اشاره کرد که بیان میکند کشف منابع طبیعی فراوان، در برخی کشورها منجر به کاهش بهرهوری و توسعه ناپایدار میشود. ایران نیز با تکیه بیش از حد به درآمدهای نفتی و بیتوجهی به ظرفیتهای بومی و مزیتهای جغرافیایی خود، این تله را تجربه کرده است.
ناترازی انرژی؛ تهدیدی برای بهرهوری
یکی از مهمترین دلایل پایین بودن بهرهوری در صنایع عمومی ایران، ناترازی در حوزه انرژی است. ابراهیم شیخ به این موضوع اشاره کرد که این ناترازی، بهرهوری واقعی را در صنعت به شدت کاهش داده است. به عبارت ساده، کمبود یا ناکارآمدی در تأمین انرژی باعث میشود بسیاری از واحدهای تولیدی نتوانند از تمام ظرفیت خود استفاده کنند و مجبور به کاهش تولید شوند.این مشکل به ویژه در شرایطی که قیمتگذاری انرژی به درستی انجام نمیشود و مصرف انرژی با نرخهای غیرواقعی انجام میگیرد، تشدید میشود. وقتی انرژی ارزان و کمبها باشد، انگیزهای برای صرفهجویی و بهبود بهرهوری باقی نمیماند.
ضعف زنجیره ارزش؛ تولید بدون تکمیل
شیخ در ادامه توضیح داد که تکمیل نبودن زنجیره ارزش افزوده نیز از عوامل کاهش بهرهوری در کشور است. به گفته او، ارزش صادرات صنعتی ایران بین ۳۶۰ تا ۳۸۰ دلار به ازای هر تن است که در مقایسه با کشورهای صنعتی بسیار پایین است. در کشورهای پیشرفته، حتی ۱۰۰ گرم تولید صنعتی ارزشی معادل یا بیشتر از یک تن تولید صنعتی ایران دارد.این موضوع نشاندهنده آن است که صنایع ما در اغلب موارد خامفروشی یا تولید محصولات با ارزش افزوده پایین را انجام میدهند و هنوز نتوانستهاند زنجیرههای کامل تولید و فرآوری را در کشور شکل دهند.
وابستگی به ارز و کمبود سرمایه در گردش
یکی دیگر از مشکلات مهم صنایع عمومی، وابستگی شدید به ارز برای تأمین مواد اولیه و تجهیزات است. شیخ تأکید کرد که برای نوسازی ماشینآلات و افزایش بهرهوری، نیاز به تأمین ارز کافی برای این واحدها وجود دارد، ولی سیاستهای انقباضی و مشکلات بانکی باعث شده بسیاری از صنایع به سرمایه در گردش مناسب دسترسی نداشته باشند.وی همچنین نقش بانکها و نهادهای مالی را در تأمین سرمایه در گردش کلیدی دانست و هشدار داد که بدون حمایت مالی لازم، بسیاری از صنایع با ریسک تعطیلی یا کاهش تولید مواجه خواهند شد.
تأثیر تورم و افزایش هزینهها بر تولید
با افزایش دستمزدها، تورم در مواد اولیه و رشد هزینههای تولید، واحدهای صنعتی فشار بیشتری را تحمل میکنند. معاون وزیر صنعت افزود: «اگر بانکها در تأمین سرمایه در گردش صنایع کمک نکنند، این صنایع مانند مرغانی در هوا خواهند بود که سقوط میکنند.»افزایش هزینهها و نبود نقدینگی کافی، موجب کاهش انگیزه تولیدکنندگان برای افزایش بهرهوری و سرمایهگذاری در تجهیزات جدید شده است.
نقش نهادهای مالی و تامین اجتماعی
ابراهیم شیخ همچنین به نقش نهادهای مالی و به ویژه سازمان تامین اجتماعی اشاره کرد و خواستار حمایت این سازمان از واحدهای تولیدی شد. او تاکید کرد که اگر سازمان تامین اجتماعی بخواهد از ناترازی مالی خود عبور کند، باید به تولید کمک کند تا تولیدکنندگان بتوانند این شرایط سخت را پشت سر بگذارند و در نهایت خود سازمان تامین اجتماعی نیز از این مسیر منتفع خواهد شد.
صادرات؛ راه نجات صنایع بزرگ
شیخ به این نکته اشاره کرد که برخی صنایع کشور بزرگتر از بازار داخلی هستند و برای افزایش بهرهوری باید راههای صادراتی آنها به کشورهای دیگر باز شود. وی همچنین از ایجاد سازوکار تولید بدون کارخانه خبر داد که به افراد و شرکتهایی که توان تجاریسازی دارند امکان میدهد با برونسپاری از ظرفیت تولید سایر واحدها بهره ببرند.
توسعه صنایع با سرمایه اندک و توجه به ظرفیت جغرافیایی
معاون صنایع عمومی وزیر صنعت به برنامههای سرمایهگذاری در بخشهای نرم صنعت اشاره کرد که با سرمایه اندک میتوانند توسعه و توانمندی صنایع را افزایش دهند. وی یادآور شد که بهرهوری یک روند بیپایان است و باید به دنبال صنایعی باشیم که با جغرافیای کشور سازگارتر بوده و ظرفیت استفاده بهینه از منابع طبیعی و انسانی را داشته باشند.
سرمایه انسانی؛ محور اصلی افزایش بهرهوری
شیخ در پایان سخنان خود تأکید کرد که افزایش بهرهوری بدون تمرکز بر منابع انسانی ممکن نیست. آموزش، توسعه مهارتها و ارتقاء توانمندیهای نیروی کار باید در صدر برنامههای توسعه صنعتی قرار گیرد. توسعه نیروی انسانی متخصص و با انگیزه، کلید حل مشکلات بهرهوری و پیشرفت صنایع کشور است.
بسته حمایتی برای عبور از بحران ناترازی انرژی
معاون وزیر صمت از تدوین بسته حمایتی ویژهای برای کمک به واحدهای صنعتی در مواجهه با مشکلات ناشی از ناترازی انرژی خبر داد. این بسته شامل تأمین سرمایه در گردش، تخصیص تسهیلات خرد بانکی و ایجاد اکوسیستم حمایتی برای زنده نگه داشتن صنعت است.
صنایع عمومی ایران با ظرفیت بزرگی مواجهاند که بیش از نیمی از آن بدون استفاده مانده است. مشکلات ساختاری مانند ناترازی انرژی، ضعف زنجیره ارزش، کمبود سرمایه در گردش، وابستگی به ارز، افزایش هزینهها و نبود حمایت مناسب از نهادهای مالی، موانع اصلی بهرهوری و رشد واقعی تولید هستند.اما از سوی دیگر، با توجه به توان تاریخی و ظرفیتهای جغرافیایی ایران، بهرهوری میتواند افزایش یابد و صنایع کشور به جایگاه واقعی خود دست پیدا کنند؛ مشروط به اینکه اصلاحات بنیادی در ساختارهای اقتصادی، سیاستگذاریهای درست و حمایت جدی از سرمایه انسانی و تولید انجام شود.
نظرات و تجربیات شما لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
