مترو در ترافیک معیشت و قانون
مترو بهعنوان پررفتوآمدترین فضای عمومی پایتخت، روزانه میلیونها مسافر را جابهجا میکند. اما این شبکه حیاتی حملونقل، در کنار نقش خدماتی خود، به صحنه بروز پدیدههایی چون تکدیگری و دستفروشی تبدیل شده است؛ رفتارهایی که در ظاهر سادهاند، اما در عمق خود ریشه در مشکلات ساختاری اقتصاد، بیکاری، مهاجرت و فقر شهری دارند. تلاش […]
مترو بهعنوان پررفتوآمدترین فضای عمومی پایتخت، روزانه میلیونها مسافر را جابهجا میکند. اما این شبکه حیاتی حملونقل، در کنار نقش خدماتی خود، به صحنه بروز پدیدههایی چون تکدیگری و دستفروشی تبدیل شده است؛ رفتارهایی که در ظاهر سادهاند، اما در عمق خود ریشه در مشکلات ساختاری اقتصاد، بیکاری، مهاجرت و فقر شهری دارند. تلاش شهرداری برای ساماندهی این فضا، اکنون آزمونی است میان حمایت از معیشت اقشار کمدرآمد و حفظ نظم شهری.
به گزارش اقتصاد ملی ، در ازدحام همیشگی متروی تهران، میان صدای بسته شدن درها و آگهیهای ایستگاهها، تصویر آشنایی برای هر مسافر تکرار میشود: کودکانی که با التماس چند سکه طلب میکنند، زنانی که با چهرههای غمانگیز کمک میخواهند، و دستفروشانی که با صدایی رسا کالاهایشان را تبلیغ میکنند. این صحنه، چهرهای دیگر از زندگی شهری را نشان میدهد؛ چهرهای که مرز میان «معیشت» و «نقض قانون» در آن باریکتر از همیشه است.
تکدیگری در مترو؛ چهره پنهان فقر شهری
پدیده تکدیگری در مترو سالهاست که به یکی از دغدغههای مدیریت شهری و اجتماعی پایتخت تبدیل شده است. شکلهای مختلفی از این رفتار در واگنها و سکوها دیده میشود: از کودکان خردسال گرفته تا سالمندانی که با روایتهایی احساسی سعی در جلب ترحم دارند. کارشناسان اجتماعی معتقدند بخش قابلتوجهی از این افراد، در قالب شبکهها یا باندهای سازمانیافته فعالیت میکنند و از آسیبپذیرترین اقشار جامعه ــ بهویژه کودکان و زنان مهاجر ــ برای کسب درآمد سوءاستفاده میشود.به گفته یکی از کارشناسان حوزه آسیبهای اجتماعی، «در سالهای اخیر تکدیگری از شکل سنتی خود خارج شده و در قالب شبکههای هدایتشده و حتی مبتنی بر تقسیم مناطق فعالیت شکل گرفته است. این افراد روزانه در ساعات مشخصی وارد خطوط مترو میشوند و درآمدهای قابلتوجهی بهدست میآورند.»ریشههای این پدیده در ترکیبی از عوامل اقتصادی و اجتماعی نهفته است؛ فقر مزمن، مهاجرتهای بیرویه به شهرهای بزرگ، نبود نظام جامع حمایت اجتماعی، و ضعف در برخورد حقوقی با باندهای سازمانیافته، زمینه را برای تداوم این وضعیت فراهم کردهاند. در کنار این عوامل، کمبود امکانات حمایتی برای کودکان کار و بیخانمانها، موجب شده مترو به محیطی نیمهپناهگاهی برای این گروهها بدل شود.پیامدهای تکدیگری تنها در آزار بصری یا احساس ناخوشایند مسافران خلاصه نمیشود. روانشناسان شهری هشدار میدهند که گسترش این پدیده به تضعیف سرمایه اجتماعی، کاهش اعتماد عمومی و حتی عادیسازی فقر در ذهن جامعه میانجامد. افزون بر آن، حضور مستمر کودکان در محیط مترو، آنان را در معرض خطرات جسمی، سوءاستفاده و ترک تحصیل قرار میدهد.
دستفروشی در مترو؛ اقتصاد سیار زیر زمین
در کنار تکدیگری، دستفروشی در مترو تهران در سالهای اخیر به بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره شهروندان تبدیل شده است. از فروش شارژر و هندزفری گرفته تا لوازم آرایشی، تنقلات، کتاب و پوشاک؛ دستفروشان در هر واگن حضوری محسوس دارند. هرچند این فعالیتها در ظاهر نوعی «کسبوکار مردمی» تلقی میشوند، اما در واقع بخش مهمی از اقتصاد غیررسمی شهر را تشکیل میدهند که بدون نظارت مالی، بهداشتی یا صنفی در جریان است.مجتبی اقوامیپناه، مدیرعامل شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل شهر تهران، در تیرماه ۱۴۰۴ اعلام کرد: «برآورد ما نشان میدهد حدود ۳ هزار دستفروش در متروی تهران فعالیت دارند. بخشی از این افراد پارهوقتاند یا در کنار شغل اصلی خود در مترو فروش انجام میدهند. در سطح شهر نیز بیش از ۲۰ هزار دستفروش شناسایی شدهاند.»این اعداد نشاندهنده آن است که دستفروشی نه یک رفتار حاشیهای، بلکه بخشی از واقعیت اقتصادی پایتخت است. به گفته کارشناسان، هزینه بالای اجاره مغازه، نبود فرصتهای شغلی پایدار و سهولت دسترسی به مشتری در مترو، از عوامل اصلی گرایش افراد به این نوع فعالیت به شمار میرود.اما این پدیده نیز تبعات خود را دارد. علاوه بر ایجاد ازدحام و مزاحمت برای مسافران، دستفروشی گاه به محل عرضه کالاهای بیکیفیت یا غیربهداشتی تبدیل میشود. از سوی دیگر، رقابت ناعادلانه با کسبوکارهای رسمی، موجب اعتراض اصناف و فشار بر بازارهای قانونی شده است.
طرح ساماندهی دستفروشان؛ میان معیشت و انضباط شهری
برای پاسخ به این وضعیت، شهرداری تهران در سال ۱۴۰۴ طرحی سهمرحلهای برای ساماندهی دستفروشان مترو تدوین و اجرا کرده است. هدف این طرح، همزمان کاهش آسیبهای اجتماعی و حمایت از اقشار کمدرآمد است؛ رویکردی که میکوشد میان «معیشت» و «نظم» تعادل برقرار کند.در مرحله نخست که «ساماندهی در محل» نام دارد، دستفروشان میتوانند با دریافت مجوز رسمی از طریق «درگاه ملی مجوزها» و تأیید نهادهای ذیربط مانند اصناف، نیروی انتظامی و سازمان امور مالیاتی، در نقاط مشخصشده مترو فعالیت کنند. مجوزها موقت و قابل تمدید هستند و فعالیتها تحت نظارت مستمر قرار دارد.در گام دوم، شهرداری به ایجاد بازارچههای دائمی و فاخر در سطح شهر اقدام کرده است. این بازارها با طراحی مناسب، امکانات اولیه و موقعیت مکانی مطلوب، جایگزینی برای فعالیت در مترو محسوب میشوند. طبق اعلام رسمی، در سال ۱۴۰۴ تعداد ۶۵ بازار در مناطق ۲۲گانه برای انتقال دستفروشان مترو تعیین شده است. این فضاها نهتنها محل فعالیت قانونی خواهند بود، بلکه با ایجاد محیطهای استاندارد، به بهبود چهره شهری و رونق اقتصاد محلی نیز کمک میکنند.در مرحله سوم، تمرکز بر توانمندسازی و هدایت دستفروشان به مشاغل پایدار است. در این بخش، افراد واجد شرایط از آموزشهای مهارتی، تسهیلات مالی، بیمه و معرفی به بازار کار رسمی بهرهمند میشوند. هدف، خروج تدریجی افراد از چرخه اقتصاد غیررسمی و ورود به عرصه فعالیتهای مولد است.
چالشهای اجرای طرح؛ از مقاومت دستفروشان تا کمبود زیرساخت
با وجود تدوین دقیق این طرح، اجرای آن با موانع متعددی روبهروست. بسیاری از دستفروشان، به دلیل درآمد بالاتر در فضای مترو، حاضر به ترک این محیط نیستند. برخی از آنان روزانه تا چند میلیون تومان درآمد دارند که در مقایسه با مشاغل رسمی، رقم قابلتوجهی است. از این رو، انتقال به بازارهای تعیینشده یا اشتغال جایگزین، برایشان جذابیت کمتری دارد.از سوی دیگر، کمبود زیرساخت در بازارچههای تازهتأسیس، ضعف در تبلیغ و اطلاعرسانی، حضور اتباع خارجی در میان دستفروشان و نگرانی از بازگشت مجدد افراد به مترو، از جمله چالشهای اجرایی این برنامه محسوب میشود. کارشناسان معتقدند موفقیت این طرح در گرو همکاری میان شهرداری، نیروی انتظامی، وزارت کار و سازمانهای مردمنهاد است. بدون هماهنگی نهادی، احتمال تکرار تجربههای ناکام ساماندهی گذشته وجود دارد.
نقش شهروندان و رسانهها؛ مسئولیت اجتماعی در قبال نظم شهری
در کنار اقدامات مدیریتی، نقش مردم نیز در کنترل این پدیده انکارناپذیر است. خرید از دستفروشان غیرمجاز، هرچند به ظاهر کمک به معیشت آنان تلقی میشود، در عمل تداوم اقتصاد غیررسمی را تقویت میکند. کارشناسان اجتماعی تأکید دارند که آگاهیبخشی عمومی، اطلاعرسانی رسانهها و آموزش شهروندی میتواند سهم مهمی در موفقیت طرح ساماندهی ایفا کند.به گفته یکی از مدیران شهری: «اگر مردم کالاهای خود را تنها از نقاط مجاز خریداری کنند، خودبهخود اقتصاد زیرزمینی در مترو از رونق میافتد. حمایت از بازارهای ساماندهیشده و پرهیز از خرید هیجانی در واگنها، گامی مؤثر در مسیر نظم شهری است.»
ابعاد اقتصادی پنهان در دل مترو
پدیده دستفروشی و تکدیگری تنها مسئلهای اجتماعی نیست، بلکه ابعاد اقتصادی گستردهای نیز دارد. برآوردهای غیررسمی نشان میدهد گردش مالی روزانه دستفروشان مترو به دهها میلیارد ریال میرسد؛ رقمی که بدون نظارت مالیاتی از چرخه رسمی اقتصاد کشور خارج میشود. این وضعیت، از یکسو بیانگر ظرفیتهای بالقوه در اقتصاد شهری است و از سوی دیگر، ضعف سیاستگذاری در تبدیل فعالیتهای خرد به کسبوکارهای مولد و شفاف را آشکار میکند.کارشناسان اقتصاد شهری بر این باورند که اگر شهرداری و دولت بتوانند با رویکردی هوشمندانه، ساختارهای حمایتی، بیمهای و مالیاتی سادهای برای این گروهها طراحی کنند، بخش مهمی از اقتصاد غیررسمی میتواند به شبکه قانونی پیوسته و به رشد تولید ناخالص شهری کمک کند.
مترو، آیینهای از واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی پایتخت است؛ جایی که فقر، معیشت، مهاجرت و نظم شهری در هم میآمیزند. دستفروشی و تکدیگری در این فضا نه تنها نشانهای از کمبود نظارت یا خلأ قانونی، بلکه بازتابی از چالشهای ساختاری اقتصاد ایران است.طرح سهمرحلهای ساماندهی دستفروشان، اگر با استمرار، نظارت و همراهی اجتماعی اجرا شود، میتواند الگویی از «مدیریت هوشمند شهری» در مواجهه با پدیدههای غیررسمی باشد. اما در غیر این صورت، همانند بسیاری از طرحهای گذشته، خطر بازگشت چرخه بینظمی و اقتصاد زیرزمینی وجود دارد.امروز بیش از هر زمان دیگر، ضرورت دارد تا سیاستگذاران شهری به مترو نه صرفاً بهعنوان یک شبکه حملونقل، بلکه بهمثابه «فضایی اجتماعی و اقتصادی» بنگرند. فضایی که در آن، هر تصمیم مدیریتی مستقیماً با زندگی میلیونها شهروند در ارتباط است. آینده متروی تهران، و در نگاهی وسیعتر آینده نظم و عدالت اجتماعی در پایتخت، به همین انتخابها بستگی دارد.
نظرات و تجربیات شما لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
