دو روایت از صنعت فولاد؛ رشد آماری یا رکود پنهان در کارخانهها؟
تازهترین گزارش انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران از رشد تولید در زنجیره فولاد طی ۱۰ ماهه سال ۱۴۰۴ حکایت دارد؛ آماری که از افزایش تولید محصولات میانی، آهن اسفنجی و کنسانتره سنگآهن خبر میدهد. اما همزمان، شماری از فعالان این صنعت از شرایط دشوار تولید، محدودیتهای شدید انرژی و بحران نقدینگی سخن میگویند. این دو […]
تازهترین گزارش انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران از رشد تولید در زنجیره فولاد طی ۱۰ ماهه سال ۱۴۰۴ حکایت دارد؛ آماری که از افزایش تولید محصولات میانی، آهن اسفنجی و کنسانتره سنگآهن خبر میدهد. اما همزمان، شماری از فعالان این صنعت از شرایط دشوار تولید، محدودیتهای شدید انرژی و بحران نقدینگی سخن میگویند. این دو روایت متفاوت، پرسشی اساسی را پیشروی سیاستگذاران قرار داده است: آیا صنعت فولاد در مسیر بهبود قرار دارد یا در آستانه چالشی عمیقتر ایستاده است؟
به گزارش اقتصاد ملی ، انتشار تازهترین آمار تولید در زنجیره فولاد کشور، بار دیگر این صنعت راهبردی را در کانون توجه قرار داده است؛ صنعتی که سهم قابل توجهی در تولید ناخالص داخلی، صادرات غیرنفتی و اشتغال صنعتی کشور دارد و هرگونه تغییر در وضعیت آن میتواند بر شاخصهای کلان اقتصادی اثرگذار باشد. گزارش ۱۰ ماهه سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که در مجموع، حجم تولید کل محصولات فولادی نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۱.۲ درصد افزایش یافته و تولید محصولات میانی نیز رشد ۸.۱ درصدی را ثبت کرده است. از نگاه متولیان این گزارش، این ارقام بیانگر مدیریت تولید در شرایط محدودیتهای انرژی و استمرار فعالیت واحدهای فولادی علیرغم دشواریهاست.
رشد در بالادست زنجیره
بر اساس این گزارش، در بخشهای ابتدایی زنجیره نیز روندی افزایشی مشاهده میشود. تولید آهن اسفنجی با رشد ۱۳.۸ درصدی، کنسانتره سنگآهن با افزایش ۶.۶ درصدی و گندله سنگآهن با رشد ۱.۲ درصدی همراه بوده است. این ارقام در ظاهر نشان میدهد که موتور تولید در حلقههای بالادستی همچنان فعال است و ظرفیتسازیهای سالهای گذشته در این بخشها به ثمر نشسته است.افزایش تولید آهن اسفنجی، بهعنوان خوراک اصلی واحدهای فولادسازی به روش احیای مستقیم، میتواند نشانهای از تلاش برای حفظ سطح تولید شمش فولادی باشد. همچنین رشد تولید کنسانتره و گندله، هرچند با شیب ملایمتر نسبت به ماههای گذشته، بیانگر استمرار استخراج و فرآوری مواد معدنی در معادن کشور است.با این حال، در تحلیل همین دادهها نیز به کند شدن روند رشد کنسانتره و گندله اشاره شده است؛ موضوعی که میتواند در ماههای آینده به چالش تأمین مواد اولیه برای واحدهای احیای مستقیم منجر شود. کاهش شتاب رشد در این بخشها زنگ هشداری برای برنامهریزان صنعتی به شمار میرود، چراکه هرگونه اختلال در بالادست، بهسرعت در حلقههای میانی و نهایی زنجیره نمایان خواهد شد.
تغییر الگوی تولید در حلقههای میانی و پاییندست
در بخش محصولات میانی، رشد تولید شمش فولادی بیش از مقاطع طویل ارزیابی شده است. این مسئله از یک سو میتواند ناشی از تمرکز واحدها بر تولید محصولی باشد که قابلیت صادراتی بیشتری دارد و از سوی دیگر، بیانگر رکود نسبی در بازار داخلی مقاطع ساختمانی است. کاهش تولید تیرآهن در مقایسه با سال قبل، هرچند با کاهش شیب افت نسبت به ماههای گذشته همراه بوده، نشانهای از تداوم رکود در بخش ساختمان و پروژههای عمرانی تلقی میشود.در همین حال، تولید ورقهای فولادی پس از یک دوره نزولی، به سطح سال گذشته نزدیک شده است. این روند میتواند به معنای بهبود نسبی تقاضا در صنایع پاییندستی مانند خودروسازی و لوازم خانگی باشد؛ هرچند فعالان این بخش همچنان از نوسانات بازار و محدودیتهای تأمین مواد اولیه گلایه دارند.برتری رشد تولید شمش نسبت به مقاطع طویل، از منظر برخی تحلیلگران، بر ضرورت توسعه صادرات این محصول تأکید دارد. در شرایطی که بازار داخلی کشش کافی برای جذب تولیدات مازاد ندارد، تمرکز بر بازارهای منطقهای و فرامنطقهای میتواند راهکاری برای حفظ سطح تولید و جلوگیری از انباشت موجودی باشد. با این حال، چالشهای مرتبط با تحریمها، نقلوانتقال مالی و رقابت شدید در بازارهای جهانی، تحقق این هدف را با پیچیدگیهایی همراه کرده است.
روایت رسمی؛ مدیریت تولید در شرایط محدودیت
برداشت رسمی از این آمار آن است که صنعت فولاد کشور توانسته است در شرایط محدودیت انرژی، بهویژه در حوزه برق و گاز، تولید خود را مدیریت کند و از افت شدید جلوگیری نماید. در سالهای اخیر، قطعیهای مکرر برق در تابستان و محدودیت تأمین گاز در زمستان، بارها خطوط تولید فولاد را با وقفه مواجه کرده است. با این وجود، رشد ثبتشده در برخی بخشها نشان میدهد که شرکتها با برنامهریزی تولید، تعمیرات دورهای در زمانهای اوج محدودیت و استفاده بهینه از ظرفیتها، تلاش کردهاند آثار این محدودیتها را کاهش دهند.از این منظر، افزایش تولید محصولات میانی و آهن اسفنجی میتواند نشانهای از انعطافپذیری نسبی واحدهای فولادی و سازگاری آنها با شرایط محیطی باشد. همچنین توسعه زیرساختهای داخلی در سالهای گذشته، از جمله افزایش ظرفیت نیروگاههای اختصاصی برخی شرکتهای بزرگ، در کاهش آسیبپذیری نقش داشته است.
روایت میدانی؛ بحران نقدینگی و سودآوری
اما در سوی دیگر ماجرا، بسیاری از فعالان صنعت فولاد تصویری متفاوت از وضعیت موجود ارائه میدهند. به گفته آنها، آنچه در کف کارخانهها مشاهده میشود، با تصویر آماری منتشرشده فاصله دارد. به باور این گروه، بسیاری از واحدهای فولادی از نظر نقدینگی، فروش و سوددهی در وضعیت بسیار بحرانی قرار دارند.محدودیتهای انرژی همچنان یکی از اصلیترین دغدغههاست. قطعیهای برق در ماههای گرم سال و محدودیتهای گاز در فصول سرد، موجب کاهش ساعتهای کاری و افزایش هزینههای ثابت سرشکنشده بر هر تن تولید شده است. این موضوع حاشیه سود شرکتها را بهشدت کاهش داده و در برخی موارد، تولید را به مرز زیاندهی رسانده است.از سوی دیگر، فشارهای مالی ناشی از شرایط کلان اقتصاد نیز بر این صنعت سایه افکنده است. به دلیل کسری بودجه دولت، منابع مالی شرکتهای خصولتی بهشدت جمعآوری شده و همین امر فشار مضاعفی بر بنگاههای فولادی وارد کرده است. در چنین فضایی، برخی واحدها حتی در پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان خود نیز با مشکل مواجه شدهاند. افزایش هزینههای تأمین مالی، رشد نرخ بهره و محدودیت دسترسی به تسهیلات بانکی، تأمین سرمایه در گردش را برای بسیاری از تولیدکنندگان دشوار کرده است.
شکاف میان آمار و واقعیت؟
تفاوت میان آمار رسمی و روایت میدانی، این پرسش را ایجاد میکند که آیا رشد ثبتشده الزاماً به معنای بهبود وضعیت صنعت است؟ برخی کارشناسان معتقدند افزایش تولید لزوماً به معنای سودآوری یا سلامت مالی بنگاهها نیست. ممکن است شرکتها برای حفظ سهم بازار یا ایفای تعهدات صادراتی، حتی با حاشیه سود پایین یا نزدیک به صفر به تولید ادامه دهند. در چنین شرایطی، شاخصهای تولید رشد میکند اما شاخصهای مالی و ترازنامهای تضعیف میشود.همچنین باید توجه داشت که آمارهای کلان، وضعیت همه واحدها را بهطور یکسان منعکس نمیکند. ممکن است چند شرکت بزرگ با ظرفیت بالا، رشد تولید قابل توجهی ثبت کرده باشند و در مقابل، واحدهای کوچکتر با مشکلات جدیتری مواجه باشند. بنابراین میانگینهای آماری میتواند تصویر کلی را بهبود یافته نشان دهد، در حالی که بخشی از بدنه صنعت درگیر چالشهای عمیق است.
چشمانداز سال آینده؛ امید یا نگرانی؟
فعالان صنعت فولاد بر این باورند که آینده این بخش بیش از هر چیز به وضعیت تأمین انرژی گره خورده است. در صورتی که محدودیتهای برق و گاز کاهش یابد و برنامهریزی منسجمی برای توزیع انرژی در میان صنایع انجام شود، میتوان به بهبود شرایط در سال آینده امیدوار بود. سرمایهگذاری در توسعه نیروگاههای اختصاصی، بهینهسازی مصرف انرژی و تنوعبخشی به منابع تأمین، از جمله راهکارهایی است که بارها مورد تأکید قرار گرفته است.در مقابل، اگر همان محدودیتهای سال گذشته بار دیگر بر صنعت تحمیل شود، بدون تردید وضعیت تولیدکنندگان در سال پیشرو دشوارتر خواهد شد. کاهش بیشتر حاشیه سود، افزایش بدهیها و احتمال توقف فعالیت برخی واحدهای کوچکتر، سناریویی است که برخی فعالان از آن ابراز نگرانی میکنند.
ضرورت بازنگری در سیاستگذاری
تحلیلگران معتقدند برای کاهش فاصله میان روایت آماری و واقعیت میدانی، لازم است سیاستگذاری در حوزه فولاد با نگاهی جامعتر انجام شود. تثبیت مقررات صادراتی، تسهیل بازگشت ارز، کاهش مداخلات ناگهانی در بازار و ایجاد ثبات در سیاستهای انرژی، از جمله مطالبات اصلی تولیدکنندگان است. همچنین بازنگری در شیوه تأمین مالی و حمایت هدفمند از واحدهای کوچک و متوسط میتواند از تعمیق بحران جلوگیری کند.صنعت فولاد بهعنوان یکی از پیشرانهای صنعتی کشور، نیازمند محیطی پیشبینیپذیر و پایدار است. استمرار رشد تولید در گروی آن است که بنگاهها نهتنها از نظر ظرفیت فنی، بلکه از منظر مالی و زیرساختی نیز در وضعیت باثبات قرار گیرند.
آمارهای منتشرشده از رشد تولید در زنجیره فولاد کشور، تصویری امیدوارکننده از تداوم فعالیت این صنعت در شرایط دشوار ارائه میدهد. رشد ۸.۱ درصدی محصولات میانی و افزایش تولید در حلقههای بالادستی، نشاندهنده ظرفیت و تابآوری نسبی این بخش است. با این حال، روایت فعالان صنعتی از بحران نقدینگی، محدودیتهای انرژی و فشارهای مالی، سوی دیگری از واقعیت را آشکار میسازد.به نظر میرسد صنعت فولاد امروز در نقطهای میان رشد آماری و رکود پنهان ایستاده است؛ نقطهای که عبور موفق از آن، مستلزم تصمیمهای سنجیده در حوزه انرژی، مالی و تجاری است. اگر سیاستگذاریها بهگونهای تنظیم شود که موانع تولید کاهش یابد، میتوان امیدوار بود که ارقام رشد، نهتنها بر روی کاغذ، بلکه در ترازنامه شرکتها و معیشت کارکنان نیز نمود یابد. در غیر این صورت، شکاف میان آمار و واقعیت عمیقتر خواهد شد و صنعتی که سالها بهعنوان یکی از مزیتهای رقابتی کشور شناخته میشد، با چالشی جدیتر روبهرو خواهد شد.
نظرات و تجربیات شما لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
