روایت جدال بیپایان با تحریم، تورم، خشکسالی و انحصار؛
وزیری در میدان هفت اژدها
در نخستین پرده از این روایت واقعی، اژدهایی زردرنگ از دل تحریمها برمیخیزد و بر جانِ کشاورزی کشور آتش میدمد. دارو، واکسن دام، نهاده و ماشینآلات را میبلعد و راه واردات را به سنگلاخ بدل میکند. وزیری که شمشیر تولید داخلی را در دست دارد، به میدان آمده، اما در برابر آتش همزمان چند اژدهای […]
در نخستین پرده از این روایت واقعی، اژدهایی زردرنگ از دل تحریمها برمیخیزد و بر جانِ کشاورزی کشور آتش میدمد. دارو، واکسن دام، نهاده و ماشینآلات را میبلعد و راه واردات را به سنگلاخ بدل میکند. وزیری که شمشیر تولید داخلی را در دست دارد، به میدان آمده، اما در برابر آتش همزمان چند اژدهای سرکش، گاه تنهاست. این گزارش، تصویری است از میدانی که در آن جنگ نه خیالی، که هر صبح در دفتر، گلخانه، مرتع و مزرعه جریان دارد؛ نبردی بیصدا اما واقعی، برای بقا و امنیت غذایی ایران.
اژدهای زردِ تحریم
به گزارش اقتصاد ملی ، تحریم، واژهای است که سالهاست در گوش مردم تکرار میشود، اما در بخش کشاورزی، معنای آن چیزی فراتر از عدد و آمار است. تحریم یعنی توقف خط تولید واکسن دامی، زنگزدگی دستگاههای لبنی، و دشواری در تأمین کود و بذر.در همین میدان، وزیر جهاد کشاورزی با پرچم «تولید داخلی» به نبرد برخاسته است. او تلاش دارد تا با حمایت از شرکتهای دانشبنیان، بخشی از نیاز کشور را در داخل تأمین کند؛ اما وقتی مسیر تأمین قطعات ماشینآلات بسته میشود و نقلوانتقال پول زیر سایه تهدیدهاست، «تولید داخلی» نیز زخمی از جنس واقعیت بر تن میگیرد.او بارها گفته که عدالت در توزیع منابع، شرط بقای تولید است، اما در جامعهای که برخی مدعیان عدالتخواهی، خود در زمین رانت بازی میکنند، سپر عدالت نیز ترک برمیدارد. آنچه در جلسات رسمی گفته میشود، تنها بخشی از میدان است. بخش دیگر، شبهایی است که وزیر با نقشهها و گزارشهای جهانی در دست، در جستوجوی راهی برای عبور از اژدهای زرد است؛ بیآنکه فریاد بزند یا شکوه کند.
اژدهای سرخ تورم
اگر تحریم، دشمنی بیرونی است، تورم اژدهایی است که از درون میخورد. افزایش نقدینگی، کسری بودجه، و رشد بیمهار قیمت انرژی، آتشی سرخ بر پیکر تولید میافکند.در بازار نهادههای دامی، قیمت هر کیسه ذرت و سویا روزبهروز تغییر میکند. دامداران میان خرید و زیان، سرگردان ماندهاند و کشاورزان نمیدانند فردا نرخ کود و سم چقدر خواهد بود.وزیر با سپر «تنظیم بازار» در برابر این اژدها میایستد؛ اما این سپر، نه فولادین است و نه سحرآمیز. تنظیم بازار یعنی ساعتها جلسه برای کنترل قیمت مرغ و تخممرغ، یعنی مذاکره با بانک مرکزی برای تخصیص ارز، و یعنی برنامهریزی برای ذخایر استراتژیک.اما وقتی اژدهای تورم از آسمان کلاناقتصاد فرود میآید، وزیر در سطح مزرعه تنها میماند. او نگهبان آخرین دروازه امنیت غذایی است؛ دروازهای که هر روز آتش تازهای از سوی اژدهای سرخ میبارد.
اژدهای بیرنگ خشکسالی
در دل دشتهای بیآب، اژدهای دیگری زوزه میکشد: خشکسالی. چشمهها فرو مینشینند، رودها به خاطره بدل میشوند و مراتع جای خود را به بیابان میدهند.وزیر با نیزه «آبیاری نوین» و «کشتهای جایگزین» به میدان آمده است؛ اما جنگیدن با طبیعت، آن هم در بازهای کوتاه، کاری نیست که یکباره به پیروزی برسد.اجرای سامانههای نوین آبیاری در بیش از ۲ میلیون هکتار از اراضی، نشان از تلاش دارد؛ اما در سرزمینهایی که بارشها ۳۰ درصد کاهش یافته و سفرههای زیرزمینی در مرز فروپاشیاند، هر قطره آب، حکم طلا را دارد.این اژدها بیرنگ است، اما ویرانگرترین. وزیر، میان فشار کمآبی و مطالبه کشاورزان، به دنبال تعادل است؛ تعادلی که گاهی به اندازه یک رود خشکشده، دشوار مینماید.
اژدهای خاموشی
اژدهای چهارم، برق ندارد اما همه چیز را خاموش میکند. در تابستانها، قطع برق مرغداریها و کارخانههای خوراک دام، تولید را فلج میکند.وزارت جهادکشاورزی، در این میدان تازه، نه مسئول مستقیم تولید برق است و نه ابزار مقابله در اختیار دارد. اما خاموشی، زنجیرهای است که از مزرعه تا سفره مردم را تحت تأثیر قرار میدهد.در جلسات اضطراری، او تلاش میکند تا با وزارت نیرو و صنعت برای تأمین برق واحدهای تولیدی مذاکره کند؛ اما همزمان، باید مراقب اژدهای دیگری باشد که از سمت تورم میتازد.در میدان چندجبههایِ کشاورزی، گاه خاموشی، تنها قطع برق نیست؛ بلکه نشانه خاموشی امید تولیدکنندگانی است که با دست خالی، در برابر هزینهها ایستادهاند.
اژدهای سیاهِ رانت
در تاریکیهای ساختارهای اقتصادی، اژدهایی سیاه لانه کرده است: رانت. این دشمن، نه آشکار حمله میکند و نه بهسادگی نابود میشود. با روابط پنهان، امضاهای طلایی و دستهای پشت پرده، منابع کشور را به یغما میبرد.وزیر با تیغ «سامانه هوشمند پایش عدالت» در پی آن است که نور را بر این تاریکی بتاباند. ایجاد سامانههای شفاف توزیع نهاده، ثبت برخط تخصیصها و حذف امضاهای غیرضروری، بخشی از این تلاشهاست.اما اژدهای سیاه، با نیش شایعه و تهمت، از پشت حمله میکند. او خشم قدرتمندان را برمیانگیزد و در افکار عمومی، وزیر را مقصر تورم و گرانی نشان میدهد.در فضای رسانهای پرهیاهو، حقیقت گاه در میان انبوه قضاوتهای ناآگاهانه گم میشود. با این حال، نبرد با رانت، شاید پرهزینهترین و شجاعانهترین میدان اوست.
اژدهای آهنین انحصار
در بازار محصولات کشاورزی، اژدهای آهنینی وجود دارد که سالهاست با زنجیرهای خود رقابت را خفه کرده است. انحصار در خرید، فروش و توزیع نهادهها، سبب شده کشاورز، تولید کند اما سود اصلی را دلال ببرد.وزیر با تبر «حذف واسطهها» تلاش کرده این زنجیر را پاره کند. راهاندازی پلتفرمهای خرید مستقیم از کشاورز، توسعه زنجیرههای تأمین و حمایت از تعاونیهای تولیدی، بخشی از این برنامه است.اما قطع هر حلقه از این زنجیر، سالها زمان و صبوری میطلبد. انحصار نه فقط اقتصادی، که فرهنگی و ساختاری است؛ شبکهای پیچیده از منافع که از ریشههای قدیمی اقتصاد سنتی تغذیه میکند.این اژدها شاید آرامتر از دیگران بجنگد، اما در سکوت، توان رقابت و اعتماد تولیدکننده را میبلعد.
اژدهای طلاییِ کمبود ارز
در آخرین پرده، اژدهای طلایی بر آسمان اقتصاد سایه میافکند. کمبود ارز، پرنده واردات را زمینگیر کرده است. کشتیهایی حامل نهادههای دامی، در بنادر جنوبی منتظر تخصیص ارزند، و زمان، دشمن بیرحمی است که هر روز هزینهها را بالاتر میبرد.وزیر برای این نبرد، به خزانهای نیاز دارد که کلیدش در دست او نیست. او میداند که بدون ارز، زنجیره تأمین نهاده از هم میپاشد و تولید داخلی در معرض توقف قرار میگیرد.اما در شرایطی که اولویت تخصیص ارز به حوزههای دیگر داده میشود، وزارت جهادکشاورزی ناچار است میان تأمین نهاده، پرداخت یارانه و حفظ تعادل بازار، تصمیمهای دشواری بگیرد.در این میدان، سیاستهای اقتصادی کلان، بیش از هر سلاح دیگری تعیینکنندهاند. و او، همچنان باید در حالی به جنگ ادامه دهد که اسبش زخمی و سپرش ترکخورده است.
این هفت اژدها، استعاره نیستند؛ تصویری هستند از واقعیتی پیچیده و چندوجهی که امروز بخش کشاورزی با آن دستبهگریبان است.هر تصمیم اقتصادی، هر تحریم تازه، هر نوسان ارزی، چونان دمیدن نفس تازهای در سینه این اژدهایان است. اما در میان این همه طوفان، هنوز مزرعههایی هستند که سبزند، دامدارانی که چراغ آخورشان خاموش نشده، و کشاورزانی که در خاک خشک، امید میکارند.وزیر جهادکشاورزی، در این روایت، نه قهرمانی افسانهای، که مدیری است در میدان واقعیت؛ میداند که هر روز، باید با چند دشمن بجنگد و شاید هرگز پیروزی کامل را نبیند. اما میداند که در سکوت همین پایداریهاست که امنیت غذایی کشور زنده میماند.داستان واقعی فریاد نمیزند.داستان واقعی در خاک و عرق مزرعهها جریان دارد؛ جایی که با وجود همه اژدهاها، هنوز سبزی باقی است — و این سبزی، نشانهای است از ادامه حیات، ایمان و جهاد بیادعا.
نظرات و تجربیات شما لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
