گزارش «اقتصاد ملی» از تحولات بازار کار در پاییز ۱۴۰۴؛
پاییز سخت زنان در بازار کار
تازهترین آمارهای رسمی نشان میدهد پاییز ۱۴۰۴ تنها فصل کاهش تعداد شاغلان نبوده، بلکه کیفیت مشاغل نیز به شکل محسوسی افت کرده است؛ سهم اشتغال ناقص پس از چهار سال روند نزولی، افزایش یافته و زنان بیش از دیگران با کاهش فرصتهای شغلی، رشد بیکاری و گسترش مشاغل کمساعت و کمدرآمد مواجه شدهاند. به گزارش […]
تازهترین آمارهای رسمی نشان میدهد پاییز ۱۴۰۴ تنها فصل کاهش تعداد شاغلان نبوده، بلکه کیفیت مشاغل نیز به شکل محسوسی افت کرده است؛ سهم اشتغال ناقص پس از چهار سال روند نزولی، افزایش یافته و زنان بیش از دیگران با کاهش فرصتهای شغلی، رشد بیکاری و گسترش مشاغل کمساعت و کمدرآمد مواجه شدهاند.
به گزارش اقتصاد ملی ، بازار کار ایران در پاییز ۱۴۰۴ تصویری دوگانه و نگرانکننده از خود به نمایش گذاشت؛ تصویری که نهتنها از کاهش اشتغال حکایت دارد، بلکه نشان میدهد کیفیت مشاغل نیز تنزل یافته است. دادههای منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران بیانگر آن است که پس از چهار سال کاهش تدریجی سهم اشتغال ناقص، این شاخص بار دیگر روندی صعودی گرفته و همزمان تعداد شاغلان نیز کاهش یافته است؛ ترکیبی که از فشار مضاعف بر بازار کار خبر میدهد.
اشتغال ناقص؛ شاخصی برای سنجش کیفیت کار
در ادبیات آماری، «اشتغال ناقص» به افرادی اطلاق میشود که در هفته مرجع آمارگیری، شاغل محسوب میشوند—یعنی یا در محل کار حاضر بودهاند یا به طور موقت غیبت داشتهاند—اما به دلایل اقتصادی کمتر از ۴۴ ساعت در هفته کار کردهاند و در عین حال خواهان و آماده انجام کار بیشتر بودهاند. این دلایل میتواند شامل رکود کاری، نیافتن شغل با ساعت کاری بیشتر یا فصلی بودن فعالیت باشد.وقتی از سهم جمعیت دارای اشتغال ناقص ۱۵ ساله و بیشتر سخن گفته میشود، در واقع نسبت آن دسته از شاغلان سنجیده میشود که با وجود داشتن کار، از نظر ساعت کاری و به تبع آن درآمد، در وضعیت مطلوب قرار ندارند. بنابراین افزایش این شاخص، زنگ خطری برای افت کیفیت اشتغال و کاهش بهرهوری نیروی کار است.
پایان روند نزولی چهار ساله
بررسی روند چهار سال گذشته نشان میدهد سهم اشتغال ناقص از کل شاغلان کشور از پاییز ۱۴۰۰ تا پاییز ۱۴۰۳ مسیری کاهشی را طی کرده و از ۱۰.۶ درصد به ۷.۴ درصد رسیده بود. این کاهش میتوانست نشانهای از بهبود نسبی کیفیت مشاغل باشد. اما در پاییز ۱۴۰۴ این روند معکوس شد و سهم اشتغال ناقص به ۷.۹ درصد افزایش یافت.این افزایش ۰.۵ واحد درصدی شاید در نگاه نخست کوچک به نظر برسد، اما در مقیاس جمعیت میلیونی شاغلان کشور، به معنای افزوده شدن دهها هزار نفر به جمعیت افرادی است که با وجود اشتغال، از کمبود ساعت کاری و درآمد کافی رنج میبرند.همزمان، تعداد افرادی که کمتر از ۴۴ ساعت در هفته کار کردهاند نسبت به پاییز سال گذشته حدود ۱۲۰ هزار نفر افزایش یافته است. این در حالی است که تعداد کل شاغلان کاهش داشته؛ موضوعی که نشان میدهد افت کیفیت شغل با کاهش کمیت اشتغال همراه شده است.
ترکیب نگرانکننده: کاهش اشتغال، افزایش اشتغال ناقص
تحلیل همزمان این دو روند—کاهش تعداد شاغلان و افزایش اشتغال ناقص—نشان میدهد بازار کار نهتنها فرصتهای جدید کافی ایجاد نکرده، بلکه بخشی از شاغلان موجود را نیز به سمت موقعیتهای کمساعت و کمدرآمد سوق داده است.به بیان دیگر، برخی از افرادی که در سال گذشته شغل تماموقت داشتند، در پاییز امسال یا شغل خود را از دست دادهاند یا به مشاغلی با ساعت کاری کمتر تنزل یافتهاند. این تغییر به معنای کاهش ثبات شغلی و افت بهرهوری است؛ وضعیتی که در بلندمدت میتواند بر رشد اقتصادی نیز اثر منفی بگذارد.
مردان؛ رشد اشتغال با کیفیت پایینتر
در میان مردان، سهم اشتغال ناقص از ۸ درصد به ۸.۴ درصد افزایش یافته است. این رشد در شرایطی رخ داده که تعداد شاغلان مرد در پاییز امسال افزایش یافته است. در نگاه اول، افزایش اشتغال مردان میتواند نشانهای مثبت تلقی شود، اما همزمانی آن با افزایش سهم اشتغال ناقص نشان میدهد بخش مهمی از این مشاغل جدید، از نوع کمساعت یا کمبازده بودهاند.به احتمال زیاد، بخشی از مردان وارد مشاغلی شدهاند که کمتر از ۴۴ ساعت در هفته کار دارند یا از نظر درآمدی با استانداردهای شغل کامل فاصله دارند. بنابراین اگرچه نرخ اشتغال مردان افزایش یافته، اما کیفیت این اشتغال محل تردید است.
پاییز سیاه برای زنان
در مورد زنان، تصویر بهمراتب نگرانکنندهتر است. برخلاف مردان، تعداد شاغلان زن در پاییز ۱۴۰۴ نسبت به پاییز سال قبل کاهش یافته است. همزمان، سهم اشتغال ناقص زنان از ۴.۲ درصد به ۴.۹ درصد افزایش یافته است.این بدان معناست که زنان نهتنها با کاهش فرصتهای شغلی روبهرو شدهاند، بلکه آن دسته از زنانی که شغل خود را حفظ کردهاند نیز بیش از گذشته در معرض کاهش ساعت کاری و افت درآمد قرار گرفتهاند. به بیان سادهتر، بازار کار برای زنان هم از نظر کمیت و هم از نظر کیفیت کوچکتر شده است.افزایش بیکاری زنان در کنار رشد اشتغال ناقص، نشان میدهد بخشی از آنان که موفق به حفظ شغل خود شدهاند، به مشاغل پارهوقت ناخواسته یا کمدرآمد تنزل یافتهاند. این روند میتواند پیامدهای اجتماعی گستردهای به دنبال داشته باشد؛ از کاهش استقلال اقتصادی زنان گرفته تا تعمیق نابرابری جنسیتی در بازار کار.
چرا زنان آسیبپذیرترند؟
کارشناسان بازار کار معتقدند زنان معمولاً در بخشهایی فعالیت میکنند که بیش از سایر حوزهها در معرض رکود، نوسانات اقتصادی و کاهش تقاضا قرار دارند؛ مانند خدمات، آموزشهای غیررسمی یا کسبوکارهای خرد. در شرایط رکودی، این بخشها نخستین حوزههایی هستند که با کاهش ساعات کاری یا تعدیل نیرو مواجه میشوند.از سوی دیگر، محدودیتهای ساختاری و فرهنگی نیز سبب میشود زنان دسترسی کمتری به مشاغل رسمی، پایدار و با قراردادهای بلندمدت داشته باشند. بنابراین در دورههای افت اقتصادی، احتمال انتقال آنان به وضعیت اشتغال ناقص یا خروج کامل از بازار کار بیشتر است.
پیامدهای اقتصادی و اجتماعی
افزایش اشتغال ناقص صرفاً یک عدد در جدولهای آماری نیست. این شاخص بازتابی از کاهش درآمد خانوارها، افت قدرت خرید و افزایش نااطمینانی اقتصادی است. فردی که خواهان کار بیشتر است اما امکان آن را نمییابد، با محدودیت درآمدی مواجه میشود و این موضوع مستقیماً بر مصرف، پسانداز و رفاه خانوار اثر میگذارد.برای زنان، پیامدها میتواند عمیقتر باشد. کاهش درآمد و فرصتهای شغلی ممکن است وابستگی اقتصادی را افزایش دهد و مشارکت آنان در تصمیمگیریهای اقتصادی خانوار را محدودتر کند. در سطح کلان نیز کاهش مشارکت و کیفیت اشتغال زنان به معنای از دست رفتن بخشی از ظرفیت بالقوه رشد اقتصادی کشور است.
آیا این روند موقتی است؟
پرسش مهم این است که آیا افزایش اشتغال ناقص در پاییز ۱۴۰۴ یک نوسان فصلی است یا نشانهای از تغییر روند در بازار کار؟ برخی فعالیتها ماهیتی فصلی دارند و ممکن است در پاییز با کاهش ساعات کاری مواجه شوند. با این حال، همزمانی افزایش اشتغال ناقص با کاهش تعداد شاغلان، احتمال ساختاری بودن این تغییر را تقویت میکند.اگر این روند در زمستان و بهار آینده نیز ادامه یابد، میتوان آن را نشانهای از ورود بازار کار به مرحلهای تازه از رکود کیفی دانست؛ مرحلهای که در آن حتی حفظ شغل نیز به معنای برخورداری از درآمد و ساعت کاری کافی نخواهد بود.
ضرورت بازنگری در سیاستهای اشتغال
دادههای جدید نشان میدهد تمرکز صرف بر ایجاد شغل، بدون توجه به کیفیت آن، نمیتواند تصویر کاملی از وضعیت بازار کار ارائه دهد. سیاستگذاران علاوه بر افزایش تعداد فرصتهای شغلی، باید بر تثبیت مشاغل موجود، ارتقای بهرهوری و حمایت از گروههای آسیبپذیر—بهویژه زنان—تمرکز کنند.حمایت هدفمند از کسبوکارهای کوچک، تسهیل دسترسی زنان به مشاغل رسمی، توسعه آموزشهای مهارتی متناسب با نیاز بازار و ایجاد مشوق برای تبدیل مشاغل پارهوقت ناخواسته به تماموقت، از جمله اقداماتی است که میتواند به بهبود کیفیت اشتغال کمک کند.
پاییز ۱۴۰۴ برای بازار کار ایران تنها فصل کاهش اشتغال نبود؛ فصلی بود که در آن کیفیت مشاغل نیز افت کرد. افزایش سهم اشتغال ناقص پس از چهار سال روند نزولی، زنگ خطری است که نشان میدهد بخشی از نیروی کار کشور با کاهش ساعت کاری و درآمد مواجه شده است.در این میان، زنان بیش از دیگران آسیب دیدهاند؛ هم از نظر کاهش تعداد شاغلان و هم از نظر افزایش اشتغال ناقص. اگر این روند مهار نشود، شکاف جنسیتی در بازار کار عمیقتر خواهد شد و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن در سالهای آینده نمایانتر میشود.بازار کار، آیینهای از وضعیت کلی اقتصاد است. آنچه آمارهای پاییز ۱۴۰۴ نشان میدهد، نیاز فوری به سیاستهایی است که نهتنها اشتغال ایجاد کند، بلکه کیفیت و پایداری آن را نیز تضمین نماید؛ در غیر این صورت، افزایش تعداد شاغلان نیز لزوماً به معنای بهبود رفاه نخواهد بود.
نظرات و تجربیات شما لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
