چالش نقدینگی ، علت و معلول پایه پولی
پایه پولی، محرک نقدینگی یا پاسخ به آن؟
رشد پایه پولی در ایران، هر سال خبرساز است و همواره یکی از عوامل اصلی افزایش نقدینگی معرفی میشود. اما اقتصاددانان درباره منشأ این افزایش اتفاق نظر ندارند؛ آیا بانک مرکزی با تزریق پول نقد، مستقیماً نقدینگی را بالا میبرد یا فعالیتهای واقعی اقتصاد و تقاضای تسهیلات بانکی، باعث افزایش نقدینگی میشود و بانک مرکزی […]
رشد پایه پولی در ایران، هر سال خبرساز است و همواره یکی از عوامل اصلی افزایش نقدینگی معرفی میشود. اما اقتصاددانان درباره منشأ این افزایش اتفاق نظر ندارند؛ آیا بانک مرکزی با تزریق پول نقد، مستقیماً نقدینگی را بالا میبرد یا فعالیتهای واقعی اقتصاد و تقاضای تسهیلات بانکی، باعث افزایش نقدینگی میشود و بانک مرکزی صرفاً برای حفظ نرخ بهره مجبور به افزایش پایه پولی میشود؟ بررسی این دو نگاه، پیامدهای سیاستهای پولی و مسیر اقتصاد ایران را روشن میکند.
دو نظریه متفاوت درباره پول
به گزارش اقتصاد ملی ، اقتصاددانان از دههها پیش درباره منشأ نقدینگی و نقش بانک مرکزی دو نگاه اصلی ارائه کردهاند: نظریه پول برونزا و نظریه پول درونزا.
۱. نظریه پول برونزا:بر اساس این دیدگاه، افزایش پایه پولی مستقیماً باعث رشد نقدینگی میشود. بانک مرکزی، با چاپ اسکناس یا تزریق منابع به سیستم بانکی، نقدینگی را بالا میبرد و بانکها در این چرخه نقش چندان فعالی ندارند. در این چارچوب، کنترل پایه پولی بهعنوان ابزاری مستقیم برای کنترل تورم و نقدینگی شناخته میشود.
۲. نظریه پول درونزا:این دیدگاه، که در سالهای اخیر بیشتر مورد توجه قرار گرفته، معتقد است منشأ خلق پول، فعالیتهای واقعی اقتصاد است. بانکها با اعطای وام به بخشهای مختلف اقتصاد، نقدینگی جدید خلق میکنند و بانک مرکزی در مرحله بعد برای تنظیم نرخ بهره و حفظ تعادل سیستم، ناچار به افزایش پایه پولی میشود. در این حالت، رشد پایه پولی معلول افزایش نقدینگی است، نه علت آن.
کدام نظریه بیشتر مصداق دارد؟
بررسی روندهای اقتصادی در ایران نشان میدهد که نگاه درونزا میتواند بخش بزرگی از واقعیتها را توضیح دهد. آمارهای رسمی بانک مرکزی و مرکز آمار ایران نشان میدهد که بخش قابل توجهی از رشد نقدینگی، ناشی از افزایش تقاضای وام و تسهیلات بانکی است.فعالیتهای اقتصادی، توسعه پروژههای عمرانی، و رشد نیاز به سرمایه در گردش بنگاهها، بانکها را به سمت خلق نقدینگی جدید سوق میدهد. بانک مرکزی در این مسیر، برای مدیریت نرخ بهره و حفظ ثبات سیستم بانکی، مجبور به افزایش پایه پولی میشود.به بیان ساده، بانکها بهعنوان موتور اصلی خلق نقدینگی عمل میکنند و بانک مرکزی پاسخگوی این تقاضای پول است؛ نه اینکه با افزایش پایه پولی، ابتدا نقدینگی ایجاد شود.
پیامدهای سیاست پولی بر نقدینگی
یکی از مهمترین سوالها این است که چرا رشد نقدینگی همچنان دغدغه اقتصاد ایران است. کارشناسان بر این باورند که چرخه بدهی دولت به بانکها، کسری بودجه و سیاستهای غیرشفاف پولی باعث شده نقدینگی در اقتصاد به شکل مداوم افزایش یابد.به گفته یک تحلیلگر اقتصادی، «بانکها وقتی با تقاضای بالا برای تسهیلات مواجه میشوند، نقدینگی خلق میکنند و بانک مرکزی ناچار است پایه پولی را افزایش دهد تا نرخ بهره و نقدینگی کنترل شود. در واقع، نقدینگی موتور رشد اقتصادی است، اما اگر بهدرستی مدیریت نشود، تورم را تشدید میکند.»
نقش کسری بودجه و بدهیهای دولت
یکی از عوامل کلیدی در رشد نقدینگی، کسری بودجه دولت است. دولت برای پوشش کسری، به بانک مرکزی متوسل میشود و این اقدام باعث افزایش پایه پولی و در نتیجه نقدینگی میشود.با این حال، تحلیلگران معتقدند که اگر رشد نقدینگی صرفاً ناشی از کسری بودجه و تزریق پول نقد باشد، اثرات تورمی بسیار شدیدتر خواهد بود. اما اگر نقدینگی با پشتوانه فعالیتهای اقتصادی و تولید واقعی ایجاد شود، اثر تورمی کمتری دارد و میتواند به رشد اقتصادی کمک کند.
آمارهای پایه پولی و نقدینگی در ایران
بر اساس گزارش بانک مرکزی، پایه پولی در ۱۰ ماهه سال ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل بیش از ۲۰ درصد افزایش داشته است. در همین دوره، نقدینگی کشور نیز بیش از ۲۵ درصد رشد کرده است.این آمارها نشان میدهد که رشد نقدینگی تقریباً همزمان با افزایش پایه پولی رخ داده، اما مطالعات اقتصادی نشان میدهد که افزایش نقدینگی در بسیاری از موارد مسبوق به خلق وامهای بانکی است. به بیان دیگر، بانکها قبل از افزایش پایه پولی، نقدینگی خلق میکنند و بانک مرکزی پس از آن وارد عمل میشود.
نقدینگی و تورم: رابطه علت و معلول
افزایش نقدینگی همواره به عنوان عامل تورم معرفی میشود، اما واقعیت اقتصادی پیچیدهتر است. برخی کارشناسان معتقدند که نقدینگی به خودی خود تورمزا نیست؛ بلکه اگر رشد نقدینگی با رشد تولید و بهرهوری همراه نباشد، فشار تورمی ایجاد میشود.در ایران، بخش عمده نقدینگی وارد بازار کالاها و خدمات شده و عرضه محدود کالاها در کنار نقدینگی بالا، عامل افزایش قیمتها بوده است. بنابراین، کنترل نقدینگی بدون تقویت تولید، راهکار موثری برای مهار تورم نخواهد بود.
نظریه پول
اقتصاددانان پیشنهاد میکنند که اگر سیاستگذاران ایران به نظریه پول درونزا توجه کنند، میتوانند سیاستهای پولی و بانکی را واقعبینانهتر و کارآمدتر طراحی کنند. برخی از راهکارها عبارتاند از:افزایش شفافیت و نظارت بر اعطای تسهیلات بانکی-جلوگیری از تخصیص وام بدون پشتوانه واقعی-کاهش خلق نقدینگی بدون پشتوانه-تقویت بخش واقعی اقتصاد-حمایت از تولید و صادرات-استفاده از نقدینگی برای سرمایهگذاری مولد-مدیریت کسری بودجه و بدهی دولت-کاهش فشار بر بانک مرکزی-جلوگیری از تزریق مستقیم پول به اقتصاد-هماهنگی سیاستهای پولی و مالی-پرهیز از تصمیمهای مقطعی و واکنشی-ثبات در نرخ بهره و مقررات بانکی
تجربه کشورهای دیگر
کشورهای پیشرفته نیز با چالش نقدینگی مواجه بودهاند. به عنوان مثال، ژاپن و کشورهای اروپایی در دهههای گذشته از سیاستهای پولی انبساطی برای حمایت از اقتصاد استفاده کردند، اما همواره تمرکز بر تولید و سرمایهگذاری مولد داشتند تا اثر تورمی کنترل شود.تجربه نشان میدهد که در اقتصادهای با پایه پولی بالا، مدیریت نقدینگی بر اساس تولید و وامدهی بانکها موفقتر بوده و تورم کنترل شده است. این تجربه میتواند برای ایران درسآموز باشد.
نقدینگی، علت یا معلول؟
اقتصاد ایران در حال حاضر با رشد پایه پولی و نقدینگی روبهروست که بسیاری آن را عامل تورم میدانند. با این حال، بررسیهای علمی نشان میدهد:در اقتصاد ایران، خلق نقدینگی توسط بانکها به واسطه وامدهی، نقش اصلی را دارد.بانک مرکزی معمولاً پس از این خلق نقدینگی وارد عمل میشود و پایه پولی را افزایش میدهد.کسری بودجه دولت و تزریق پول نقد، اثرات تورمی را تشدید میکند، اما منشأ اصلی نقدینگی، فعالیت واقعی اقتصاد است.در نهایت، اگر سیاستگذاران و بانک مرکزی به جای تمرکز صرف بر کنترل مستقیم پایه پولی، نظارت بر بانکها، تقویت تولید و مدیریت کسری بودجه را در اولویت قرار دهند، نقدینگی میتواند به ابزاری برای رشد اقتصادی تبدیل شود، نه تنها عامل فشار تورمی.
رشد پایه پولی در ایران، بیش از آنکه علت افزایش نقدینگی باشد، معمولاً معلول آن است. بانکها با اعطای وام و فعالیتهای اقتصادی، نقدینگی خلق میکنند و بانک مرکزی برای حفظ تعادل بازار، پایه پولی را افزایش میدهد. سیاستگذاری هوشمندانه، تمرکز بر تولید و ثبات در تصمیمات پولی و مالی، میتواند مسیر اقتصاد را از چرخه تورم و بیثباتی خارج کند و نقدینگی را به محرکی برای توسعه اقتصادی تبدیل کند.
3
نظرات و تجربیات شما لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
